محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4715
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گفت : « بله . » زهير ، چهل كس را كه برگزيده بود آماده كرد و آنها را در دو اطاق نهاد كه از مقابل آن به مجلس مهيا شده مىرفتند . وقتى مالك وارد شد گفت : « اى ادهم زودتر غذاى خويش را بيار » پس آن چهل كس سوى مالك آمدند و او را در بند كردند و قيد به پاهايش نهادند كه او را پيش منصور فرستاد كه بر او منت نهاد و از او در گذشت و عامل موصلش كرد . در اين سال سنباد در خراسان به خونخواهى ابو مسلم قيام كرد . سخن از خبر سنباد و كشته شدن او گويند : سنباد ، مجوسىاى بود از مردم دهكده اى به نيشابور به نام آهن و چون ظهور كرد اتباع وى بسيار شدند . قيام وى چنان كه گفتهاند به سبب خشم از كشته - شدن ابو مسلم و انتقامجويى وى بود از آن رو كه سنباد از پروردگان وى بود وقتى قيام كرد بر نيشابور و قومس و رى تسلط يافت و نام فيروز اسپهبد داشت . وقتى به رى رسيد خزينه هاى ابو مسلم را بگرفت كه ابو مسلم وقتى حركت كرده بود و سوى ابو العباس مىرفت خزينه هاى خويش را به آنجا نهاده بود . بيشتر ياران سنباد مردم جبال بودند . ابو جعفر جهور بن مرار عجلى را با ده هزار كس سوى آنها فرستاد كه ميان همدان و رى بر كنار بيابان تلاقى كردند . سنباد هزيمت شد و در اثناى هزيمت حدود شصت هزار كس از ياران وى كشته شد و زن و فرزندشان اسير شد . پس از آن سنباد ما بين طبرستان و قومس كشته شد لونان طبرى او را كشت آنگاه منصور اسپهبدى طبرستان را به ونداهرمز داد كه حركت كرد . از قيام سنباد تا به وقت كشته شدن وى هفتاد روز بود . در اين سال ملبد بن حرملهء شيبانى در ناحيهء جزيره قيام كرد و حكميت خاص